تسنیمتسنیم، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 10 روز سن داره

امید دل مامان و بابا

دو سفر رفته من که همی دل در بر آن دو ست!!!! هر کجا هستند دلم همرهشان است

نوشتن اینبار برای بابا خیلی سخته دخمل گل بابا،اما فقط دارم می نویسم که یه مقدار خودمو دلخوش کنم و سرگرم! نفهمیدم چی شد اما آخر این هفته یعنی از چهارشنبه عصر بابایی تنهای تهنا شد!!!آخه شما با مامان و پدرپزرگ و مادر بزرگ و دایی محمودت منو تنها گذاشتید و رفتید اصفهان!!!!ان شا الله خیلی خیلی بهتون خوش بگذره ولی خوب دل بابا شدید گرفتار تو و مامان خوبته!!!از لحظه رفتنتون با اتوبوس یه حالی شدم!!به هیچ کس هم نمیتونم بگم!!!اما این اولین تجربه تنها بودن برای بابات خیلی خیلی سخته و همینجا از خدای مهربون می خواهم خواهش کنم اگر ممکنه دیگه بین ما 3 نفر جدایی ندازه ...
13 تير 1391

عقیقه دخترم

دخمل گلم دفعه اولی که با هم رفتیم اصفهان اینقدر خانوم بودی که همه اونجا عاشقت شدن ! مادر و باباجان و عمه هام همه میگفتن وای ندیده بودیم دخترت را یه جوری دوسش داشتیم ولی از وقتی دیدیمش دیگه نمیتونیم دوریش را تحمل کنیم . مادر مرتب زنگ میزد و حالت را میپرسید و میگفت کاش تسنیم را گذاشته بودی پیش ما! همگی را دمغ کردی از وقتی رفتین . خلاصه من هم دیدم حالا که سر کار نمیرم و میتونم زودتر ببینمشون(اونها هم که واقعا سختشونه بیان تهران) با بابام و مامانم و دایی محمود شما رفتیم اصفهان.خیلی بهمون خوش گذشت.یه روز هم رفتیم باغ باباجان و کلی میوه چیدیدم. مهم ترین کاری که اونجا کردیم قربونی کردن گوسفند عقیقه دختر گلم بود که خیلی خوب انجام شد . استخوان ه...
13 تير 1391

سید محمد طاها و تسنیم

دخترکم، آقا سید کوچولو (پسر دوست مامانت) بالاخره 18 خرداد بدنیا اومد. یادت باشه شما گل دختر دوماه ازش بزرگتری(البته یه روز کمتر ) این هم  عکس شما دو فرشته کوچولو وای که این عکس نشون میده بچه هامون چه زود بزرگ میشن... چه خوب میشد اگه زمان متوقف میشد و ما با هم تو این لحظات خوش می موندیم...   این هم کلاه تسنیم و سید محمد طاها ...
3 تير 1391