تسنیمتسنیم، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 8 روز سن داره

امید دل مامان و بابا

دنیای اسباب بازی ها و دنیای تو

میگذارمت کنار اسباب بازی هایت تا عکس یادگاری بگیرم...نمیدانم چه حسی داری کنارشان...متعجب و ... فقط وقتی نگاهمان بهم گره میخورد و باهم میخندیم، میدانم هردو لذت میبریم و میشود بهترین لحظه زندگی ما دونفر...جای بابا حسابی خالی است کاش شب بود و بابا خانه بود و هرسه باهم می خندیدیم... ...
19 تير 1391

شروع ماه چهارم زندگی

دختر گلم از فردا شما وارد ماه چهارم زندگی ات میشی چقدر زود گذشت و چقدر شیرین بودند این روزها وای که چقدر خوشحالم آخه پس فردا خاله آسیه ات بالاخره بعد از چند ماه میاد و خواهرزاده گلشو می بینه  چقدر دلم براش تنگ شده... تا وقتی که خاله ات ایرانه خونوادمون کنار هم کامل هستن و دیگه کسی ازمون دور نیست... پنج شنبه هم مامان بزرگ ات(مامان بابا صدرا) بعد از حدود 2ماه و نیم که رفته بود برادرش را ببینه برمیگرده...این چند وقت خیلی خیلی زیاد جاش خالی بود...خدا را شکر که این روزها داره تموم میشه و همدیگر را بزودی میبینیم خلاصه این که قراره کلی سوغاتی برات بیارن خوش به حالت که اینقدر همه دوست دارن و همه به فکرت هستن... کاش ما آدم ...
18 تير 1391

بدون عنوان

دیشب حالم اصلا خوب نبود...حدود ساعت 2 نیمه شب خوابم برد...برخلاف همیشه که تسنیم تا 6و 7 صبح میخوابید، حدود 3و نیم شب بیدار شد و گریه...گرسنه اش بود و کمی دلش درد میکرد...خیلی برایم سخت بود از جایم بلند شوم و شیر بدهم و جایش را عوض کنم... این موقع ها به خدا میگویم فقط به خاطر خودت...بهشتت را هم نمیخواهم...فقط به خاطر خودت...
17 تير 1391

احیا نیمه شعبان

دختر خوشگل مامان امشب با هم رفتیم احیا.آخه احیا این شب خیلی ثواب داره و کلی سفارش شده. جالب بود که اولین احیا زندگیت، شب میلاد امام زمان(عج) بود...ان شاالله آقا زودتر ظهور کنند و با خودشون احیا بگیری گلم... نیم ساعتی میشه که رسیدیم خونه. بابا صدرا خوابش برده من هم منتظرم که اذان صبح را بگن و با بابا نماز بخونیم. شما دخملی هم حدود ساعت یک و نیم نصفه شب تو مسجد خوابت برد. یعنی اول ساعت 12 و نیم خوابیدی، بعدش وقتی روضه حضرت عباس(ع) را حاج محمود شروع کرد بخونه بیدار شدی و روضه که تموم شد دوباره خوابت برد...نمیدونم چه سری تو این بیدار شدنت بود که نه گریه کردی و نه شیر میخواستی و نه... فقط انگار میخواستی روضه حضرت را گوش کنی... آخه دو سال...
15 تير 1391

سر بالا نگه داشتن دخترکم

امروز بالاخره بعد از یه هفته دوتایی باهم تو خونه تنها هستیم. ساعت 11 از خواب بیدار شدی و بعد از شیر خوردن گذاشتمت یه یه کم تمرین سرنگه داشتن بکنی. این هم عکساش      بمیرم برات که روز به روز داری کچل تر میشی ...
13 تير 1391