این چند روز
این چند روز اخیر خیلی سرمون شلوغ بود. هر دوتایی حسابی وقت کم میاوردیم 1- چهارشنبه با مامانی سه تایی رفتیم سمت امامزاده صالح.ما دوتا رفتیم خونه دوستم زهرا که محمد علی کوچولو که 12 شهریور بدنیا اومده بود را ببینیم. مامانی هم رفت زیارت. محمد علی خیلی بانمک بود. مدل موهاش هم مثل اینشتین بود کنارها پر مو و وسط سرش خالی همیشه سالم و صالح باشه. برگشتن هم با هم رفتیم امامزاده و شما برای اولین بار اونجا را دیدی و زیارت کردی. سر قبور شهدای گمنام و دکتر شهریاری هم رفتیم. تو مسیر رفتن، زنگ زدیم به مادر بزرگ علی. آخه قرا بود مامانش بره بیمارستان NST بده. که فهمیدم بستری شده. خیلی ماجرا هیجانی شده بود. آخه من بهش قول داده بودم موقع زایمانش برم کنارش...







